«اومدم بخورمت…» — این جمله را پریدریا، “شیوری”، با صدایی آرام میگوید، هماندم که از دل دریا بیرون میآید و دست “هیناکو”، دختر دبیرستانی تنها در شهری ساحلی، را میگیرد. بدن هیناکو طعمی وسوسهانگیز و منحصربهفرد دارد؛ طعمی که هیچ هیولایی در اطراف نمیتواند در برابرش مقاومت کند. شیوری تصمیم میگیرد از او محافظت کند تا هیناکو روزی به کاملترین و «خوشمزهترین» حالت خود برسد… فقط برای آنکه در نهایت، خودش او را بخورد. اما در حالی که مرگِ ناعادلانهای آرامآرام به هیناکو نزدیک میشود، احساساتش نسبت به شیوری چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.